برگزاری جلسه ژورنال کلاب با موضوع مفهوم «روحانی» به عنوان یک کلمه کلیدی از شاخه نوافلاطونی در ارسطوگرایی اولیه عربی، در دانشکده طب ایرانی دانشگاه علوم پزشکی تهران
کامران محلوجی کرمانشاهی، دانشجوی دکترای تخصصی تاریخ پزشکی دانشکده طب ایرانی، مقاله «مفهوم «روحانی» به عنوان یک کلمه کلیدی از شاخه نوافلاطونی در ارسطوگرایی اولیه عربی» را ارائه کرد.
گرهارد آندرس، استاد برجسته مطالعات اسلامی و عربی دانشگاه روهر بوخوم آلمان، در مقالهای با عنوان " Platonizing Aristotle: The Concept of ‘Spiritual’ (rūḥānī) as a Keyword of the Neoplatonic Strand in Early Arabic Aristotelianism"، نهضت ترجمه متون یونانی به عربی را فراتر از یک انتقال ساده زبانی، نوعی تفسیر ایدئولوژیک و فرهنگی عمیق میداند که توسط مترجمان ایرانی به طور آگاهانه و هدفمند انجام شد تا فلسفه ارسطو را که فاقد بعد الهی سازگار با جهانبینی اسلامی بود، در قالبی نوافلاطونی بازآفرینی کنند؛ او نشان میدهد که کلید این تحول، جایگزینی واژه عربی "روح" (rūḥ) به جای مفهوم یونانی "پنوما" (πνεῦμα) است، در حالی که پنوما در فلسفه ارسطو و رواقیون مفهومی کاملاً مادی داشت، اما روح در فرهنگ اسلامی بار معنوی عمیقی دارد و مترجمان با درک این تفاوت معناشناختی، آگاهانه آن را برگزیدند تا تأکید فلسفه یونانی بر ماده را به ساحت روحانی و متافیزیکی منتقل کنند، این تغییر تحت تأثیر آموزههای نوافلاطونی فلوطین و پروکلوس از طریق متونی مانند "پروکلوس عربی" و "الإلهیات ارسطو" وارد سنت اسلامی شد و واژههایی چون "روحانی" (rūḥānī) را جایگزین اصطلاحات یونانی "غیرمادی" (ἀσώματος) و "الهی" (θεῖος) کرد، همچنین این مترجمان صفات الهی مانند "شریف" و "کریم" را برای ترجمه "تئوس" (θεός) و مشابهات به کار بردند که یک اکوسیستم معنایی پیوسته در فلسفه اسلامی ایجاد کنند؛ آندرس با ارجاع به مفهوم "جهان دوم" ارنست اسپچت (لایه میانی بین عالم بالا و ماده)، توضیح میدهد که این دگرگونیها فاصله میان عالم مجرد (عقل و نفس) و عالم جسمانی را افزایش داد و نیاز به لایه واسطهای ایجاد کرد که در آثار فلسفی و پزشکی اسلامی به "ارواح بخاری" معروف شد، مفهومی که در یونانی فیزیولوژیک بود اما در ترجمهها نقش پل ارتباطی میان نفس و بدن ایفا کرد، این تحول در آثاری مانند "درباره نفس" (De Anima)، "مسائل طبیعی کوچک" (Parva Naturalia) و "درباره آسمان" (De Caelo) توسط مترجمانی چون ابنبطریق توسعه یافت و سیر توسعه آن را در اندیشه فیلسوفانی چون رازی، ابنسینا و ملاصدرا پیگیری میکند در ادامه، کامران محلوجی با استناد به این نظریه، یکی از تفاوت های طب ایرانی و یونانی را تغییر معنا و کارکرد در ارواح سه گانه معرفی می کند که استقلال معرفتی این طب را برجسته میکند، و در نقد آندرس، اصالت این تغییرات را نه صرفاً نوافلاطونی، بلکه به ایران باستان بازمیگرداند و به شواهدی از تأثیر افلاطون از ایران اشاره میکند تا تأکید کند مترجمان ایرانی نه فقط واسطه، بلکه خالق تحولات اصیل بودند.
ارسال نظر