×

گفتگوی دکتر رضایی زاده با مستندسازان مسیرنمای پیشرفت کووید 19

-          آقای دکتر لطفا خودتان را معرفی کنید.

حسین رضایی زاده هستم. پزشک و دکترای تخصصی طب سنتی ایران و در حال حاضر به عنوان رئیس دانشکده طب ایرانی در خدمت شما هستم.

-          آقای دکتر از ابتدای اسفند که کشور با شیوع ویروس کرونا مواجه شد، جنابعالی هم به واسطه مسئولیتی که داشتید حتما درگیر تجربه های مثبت و منفی بسیاری شدید. از ابتدای شیوع بیماری چطور توانستید فعالیت های دانشکده را مدیریت کنید و چه اقداماتی انجام دادید؟

به لحاظ منطقی از جنبه های مثبت ماجرا شروع می کنم. دانشکده طب ایرانی به واسطه ارتباط نزدیک و مستقیمی که با دفتر طب ایرانی و مکمل وزارت بهداشت دارد و با توجه به دستور جناب آقای دکتر نمکی وزیر محترم بهداشت مبنی بر ورود منطقی و مبتنی بر شواهد طب ایرانی و مکمل به عرصه کمک به کنترل شرایط و بهبود وضعیت بیماران، در مواردی که این امکان فراهم بود اقدام کردیم و به دلیل همین همکاری مستقیم با دفتر طب ایرانی و مکمل در عمل فعالیت ها به صورت مشترک انجام شد که شامل تمام فعالیت هایی که اعضای هیأت علمی و دستیاران انجام داده اند، می شود.

در همان ابتدا ستاد طب ایرانی و مکمل کرونا را تشکیل دادیم که در راستای فعالیت های ستاد ملی مقابله با کرونا شروع به همکاری و فعالیت کرد. گروه های مختلف علمی، پژوهشی، آموزشی و ترویجی تشکیل شد که این گروه ها براساس فعالیت هایی که انجام دادند خروجی های متعدد و قابل توجهی داشتند.

در عرصه بین المللی هم فعالیت هایی بسیار جدی آغاز شد و ما در هفته گذشته نهمین ویدیو کنفرانس رسمی با چین را برگزار کردیم. این ویدیو کنفرانس ها در ساختمان هروی دانشکده و یا در ساختمان وزارت بهداشت برگزار شد. در این ویدیو کنفرانس ها با آکادمی طب چینی، وزارت بهداشت چین و پزشکان و متخصصانی که در شهر ووهان مستقر بودند و به طور مستقیم با بیماران مبتلا به کرونا در ارتباط بودند، تبادل تجربه کردیم. درخصوص اقداماتی که آنها در حوزه طب سنتی و مکمل اعم از گیاهان دارویی و طب سوزنی انجام دادند، خروجی این ویدیو کنفرانس ها بسیار قابل توجه بود. آنچه حاصل تجربیات آنها در این دوران است نشان می دهد که دریافت خدمات طب سنتی در بیماران مبتلا به کرونا، از 45 درصد بیماران در ابتدای این دوران به بیش از 92 درصد بیماران، افزایش داشته است به این معنا که بیماران خدمات پزشکی رایج را دریافت می کردند و بیش از 92 درصد موارد از طب چینی هم در کنار درمان رایج استفاده می کردند. مهم ترین شاهد علمی که چینی ها پس از طی این دوران مدعی آن هستند و بعضا مقالاتی هم در این باره منتشر کردند این است که بیمارانی که این خدمات را به طور توأم استفاده می کردند، کمترین میزان مرگ و میر و کوتاه ترین مدت زمان بستری در بیمارستان را داشتند.

از دیگر اقدامات بین المللی انجام شده در این دوران، برگزاری ویدیو کنفرانسی با سازمان جهانی بهداشت بود که پژوهشگرانی از کشورهای مختلف از جمله تایلند، ژاپن، سوییس، آلمان، ایران، چین و کره در آن شرکت داشتند و در زمینه بهره گیری از طب های مکمل به تبادل تجربه پرداختند.

دیگر رویداد بزرگ دانشگاهی این دوران، برگزاری کنفرانس بین المللی آن لاین طب تلفیقی و اقدامات بالینی با موضوع طب تلفیقی و کووید 19 به صورت یک روزه بود که در دانشکده طب ایرانی برگزار شد و بزرگ ترین و پرمخاطب ترین کنفرانس آن لاینی بود که تاکنون توسط دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شده است.

درعرصه داخلی هم، سه خروجی مستند و مکتوب در قالب راهنماهای ترویجی و آموزشی داشتیم که به صورت رسمی منتشرشد. نخستین مستند ارائه شده، راهنمای خودمراقبتی درمقابله با ویروس کرونا بود که بر مبنای اصول بهداشتی و طب ایرانی منتشر شد و توسط وزارت بهداشت از طریق وب دا و سایر رسانه ها دراختیار عموم قرار گرفت.

ما در این دوران، تقریبا هفته ای 3 تا 5 برنامه ثابت در صدا و سیما داشتیم. در این برنامه ها، توصیه هایی علمی در حوزه طب ایرانی که به مردم کمک می کرد به دور از افراط و تفریط از گیاهان دارویی استفاده کنند، توسط همکاران متخصص ما ارائه شد.

دومین مستند ارائه شده، راهنمای بهبود تاب آوری زیستی و تاب آوری جسمی و روانی بود که به دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور ابلاغ شد. مخاطب این دستورالعمل، پزشکان، پرستاران و بهیاران کادر درمان بودند چرا که این عزیزان به شدت تحت فشار و خطر آسیب های جسمی و روحی بودند.

مستند دیگر، برنامه برخورد با کووید 19 براساس طب ایرانی و مکمل بود که تدوین و منتشر شد. مخاطب این مستند تمامی گروه ها شامل افراد سالم، افراد مبتلا چه آنهایی که سرپایی درمان شدند و چه آنهایی که در بخش مراقبت های ویژه بستری هستند و همچنین کسانی که به عنوان بهبودیافته وارد جامعه می شوند است.

در حوزه کارآزمایی های بالینی نیز اقدامات جدی اتفاق افتاد. ما در ستاد طب ایرانی و مکمل کرونا، یک فراخوان عمومی و رسمی به سراسر کشور دادیم. بیش از 200 ایده دریافت کردیم. به بخشی از ایده ها کمک کردیم که در قالب علمی ارائه شوند که از این بخش، حدود 68 ایده موفق شدند به مرحله پروپوزال برسند که از این تعداد، 18 پروپوزال توانست کد اخلاقی دریافت کند که 17 مورد کارآزمایی بالینی و یک مورد هم مطالعه توصیفی و مقطعی بود. این 17 مورد کارآزمایی بالینی، در دانشگاه های مختلف که در بعضی موارد 2 تا 7 مرکزی هستند در حال انجام است و منتظر هستیم که تحلیل های آماری و داوری ها بر روی آنها انجام شود و درصورت مؤثر بودن و مبتنی بر شواهدبودن، به شکل رسمی اعلام شود.

در این دوران همچنین همکاران ما، چه اعضای هیأت علمی و چه دستیاران به واسطه سابقه پزشکی خود، در کنار سایر همکاران پزشک و در بیمارستان ها به ارائه خدمت پرداختند.

 تعداد 41 نفر از همکاران ما شامل متخصصان و دستیاران نیز در قالب 3 سامانه به صورت مشاوره تلفنی و راهنمایی غیرحضوری به بیماران خدمت رسانی می کردند که در شرایط بحرانی از ساعت 6 صبح تا 12 شب پاسخگوی بیماران بودند.

از ابتدای شیوع بیماری، ما درمانگاه های طب ایرانی را طبق اصول درمانگاه های الکتیو تعطیل کردیم. اما همکاران ما به صورت شیفتی، ویزیت تلفنی انجام می دادند. پس از مدتی داروخانه سلامتکده را بازگشایی کردیم که بیماران مشکل تهیه دارو نداشته باشند. در مجموع در حوزه خدمات اتفاق مبارکی بود که در کنار بقیه مجموعه جهادی فعال در کشور، انجام شد.

از دیگر اقدامات، تشکیل کمیته حکمت و طب سنتی درقالب ستاد بود. ما تلاش کردیم بخشهایی را که مدعی حوزه طب سنتی هستند و به نهادهای مختلفی ازجمله سپاه، بسیج، قرارگاه جهاد علمی و... مراجعه کردند را در ذیل یک پرچم جمع کنیم تا از پراکنده کاری جلوگیری و تمام فعالیت های این حوزه به سمت درست هدایت شود که در همین زمینه چندین همایش هم برگزار شد.

اما در این دوران، بخش منفی ماجرا این بود که در فضای مجازی ادعاهای عجیب و غریب، داروهای موسوم به طب اسلامی و ادعاهای غیرعلمی که در بعضی موارد ربطی هم به طب سنتی نداشت مطرح می شد که گاه سلامت روانی فرد ادعا کننده هم به وضوح موردسوأل بود! خیلی تلاش کردیم و خوشبختانه در برخی موارد قوه قضاییه ورود کرد و با این افراد برخورد شد. برخی هم به دلیل شرایط پشت پرده صدای بلندی داشتند که برای ما و جامعه دانشگاهی دردسر بیشتری ایجاد کرد. اما خوشبختانه هم مردم و هم مسئولین می توانند بین آنچه درسطح دانشگاه و آکادمیک اتفاق می افتد با آنچه در فضای مجازی مطرح می شود، افتراق دهند. این بخش تلخ ماجرا بود. صرفا هم شامل ایران نبود اما اینجا گاه صدای بلندتر و یا همه گیری بیشتری پیدا کرد و منجر به واکنش های اجتماعی شد. بعد از تشکیل ستاد تا حد زیادی این موارد کنترل شد و در مجموع در جایی که ایستادیم یک حرکت جهادی و یا جنگی شبیه به دفاع مقدس را پشت سر گذاشتیم که تمام نشده است اما جامعه پزشکی ما و البته متخصصین طب سنتی و دانشگاهی ما به عنوان عضوی از این جامعه، خدا را شکر بسیار خوش درخشیدند و اگر در چند سال گذشته به هر دلیلی یک مقدار وجهه جامعه پزشکی به غلط خدشه دار شده بود، مردم عزیزما و تاریخ شهادت خواهند داد که آن وجهه کاملا پاک و نورانی و منور بوده و هست و امتحانش را به خوبی پس داد.

-          آقای دکتر با توجه به تجربیات کسب شده، چقدر طب سنتی می تواند به درمان کرونا کمک کند؟

دو نگاه در این زمینه وجود دارد. یک نگاه، زمانی است که می خواهیم پژوهش محور و مبتنی بر شواهد صحبت کنیم. با توجه به اینکه مواجهه با این بیماری برای اولین بار اتفاق افتاد و می بینیم که در پزشکی جدید هم ما تجربیات زیادی داشتیم که دارویی امروز تأیید و فردا رد می شد و هنوز هم این روند ادامه دارد. اما به هرحال از نظر اخلاقی هیچ کس در هیچ جای دنیا اجازه نداشته است که از طب های سنتی و مکمل، چه ایرانی و چه غیر ایرانی، به تنهایی به عنوان درمان اصلی استفاده کند و در همه جا به عنوان درمان های مکمل و در کنار پزشکی رایج استفاده شده است. آنچه که در چین اتفاق افتاده است و فکر می کنم که دستاورد ما هم همین خواهد بود این است که بهبود کیفیت زندگی، کاهش دوره نقاهت و بستری، و احتمالا کاهش میزان مرگ و میر بیماران مهم ترین دستاورد طب های سنتی و مکمل خواهد بود ولی از نظر علمی واقعا نمی توان مدعی شد که اینها درمان هستند.

در نگاه دوم، که فکر می کنم الان در پزشکی رایج هم داریم به آن توجه می کنیم در همه بیماری ها به ویژه در همه گیری ها سه عامل فاکتورهای اصلی محسوب می شوند: میزبان، عامل مهاجم و شرایط محیطی.

شرایط محیطی همان نکات مربوط به بهداشت و رعایت چرخه انتقال را شامل می شود. در بحث عامل مهاجم هم ویروسی که به این شکل با آن مواجه شدیم آزمون و خطاهایی برای کنترل آن به کارمی رود. اما بخشی که واقعا در پزشکی رایج ما مغفول هست توجه به خود میزبان است. ما بیشترین احتیاط را برای میزبان های در خطر انجام می دهیم اما درمورد بقیه افراد جامعه، ما در پزشکی رایج یاد گرفتیم که آدمی تا بیمار نشود با او کاری نداریم در حالی که در طب ایرانی، به قوای مدبره توجه خیلی زیادی داریم. در تجربه بالینی هم دیدیم که همه افراد به این ویروس به شکل مشابه مبتلا نمی شوند یا به یک شکل عارضه نشان نمی دهند این مفهومی است که اکنون در پزشکی فردمحور بسیار موردتوجه قرار گرفته است. دلیل ساده ای هم دارد ما می گوییم مزاج آدمها و پزشکی جدید می گوید ژنتیک آدمها با هم متفاوت است و وقتی دو انسان به هم شبیه نیستند کنش و واکنش آنها در مقابل عامل مهاجم هم یکی نیست. من فکر می کنم ما از طب ایرانی فارغ از نگاهی که می تواند به درمان کمک بکند که نتایج آن انشاالله منتشرخواهد شد، باید در بخش حفظ الصحه و اصلاح سبک زندگی، حفظ بهداشت و قواعد بهداشت و اصولی که ما برای تقویت هر فرد توصیه می کنیم و با تدابیر ویژه مقاومتش را در مقابل بیماری بالا می بریم بخش مهم تر و جدی تری است که هم ما باید به آن توجه کنیم و هم کسانی که از وزارت بهداشت و در سطوح سیاستگذاری توقع دارند، باید بر روی این موارد متمرکز باشند.

-          شرایط این دوران، شرایطی بحرانی بود و مدیریت بسیارسخت بود. جنابعالی چطور توانستید در این شرایط بحرانی فعالیت های دانشکده طب ایرانی را به سمت جلوهدایت کنید؟ از حال و هوای دانشکده صحبت کنید.

ابتدای کار بسیارسخت بود. روزهای اول همه ما با ابهام مواجه بودیم. تصمیم ها یا واگذار می شد و یا گرفته نمی شد. ما مجبور بودیم ضمن اینکه به طور دائمی با مدیران ارشد در ارتباط باشیم، آرامش همکاران دانشکده که نگران خود و خانواده هایشان بودند را حفظ کنیم و همزمان بتوانیم خدمات دانشکده را توسعه دهیم. فکر می کنم بخش عمده این روند در قالب همان بسیج مردمی یا بسیج همدلی ایجاد شد که بتوانیم شرایط را با کمترین عارضه و آسیب کنترل کنیم. در دانشکده ما با همین همدلی و همکلامی یک هم افزایی مدیریتی هم اتفاق افتاد که ما هم بتوانیم پرسنل خودمان را حفظ کنیم که بتوانند هم بیشتر در منزل حضور داشته باشند و هم خدماتشان را ارائه کنند. این همکاری حتی در تعطیلات عید هم ادامه داشت. بیش از نیمی از اعضای هیأت علمی ما غیر از دو روز در ایام عید، تمام مدت مشغول خدمت بودند. فکر می کنم حس وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری که همه پیدا کرده بودند کمک کرد تا بتوانیم شرایط را به خوبی مدیریت کنیم.

-          باتوجه به تجربیات پشت سر گذاشته، نیازهای اجرایی و پژوهشی دانشگاه را چه می دانید؟

در حوزه آموزش همان طور که آقای دکتر سهراب پور اشاره کردند شاید برخی از افق هایی که دانشگاه در حوزه مجازی سازی تا سال 1404 پیش بینی کرده بود در همین مدت محقق شد که اتفاق بزرگی بود. در دانشکده ما هم تجربه خوبی بود و ما الان جزو دانشکده هایی هستیم که پیشنهاد می دهیم آموزش ها به شکل مجازی و حضوری توأم ادامه پیدا کند و به شرایط قبل برنگردیم و از این فرصت استفاده کنیم.

بخش دیگر، رعایت دستورات بهداشتی و بهداشت برای همه در حوزه اصلاح سبک زندگی اتفاق بزرگی بود و ما در دانشگاه در راستای مسئولیت های اجتماعی خود باید آن را حفظ کنیم و علاوه بر رعایت اصول بهداشتی مثل استفاده از ماسک و دستکش سایر مراقبت های بهداشتی که به سایر بیماری ها مثل دیابت، بیماری های قلب و عروق و ... مربوط می شود به این شرایط اضافه کنیم و کمک کنیم که مردم خودشان به عرصه حفظ سلامتی ورود کنند. این بخشی است که مردم ما در سالهای اخیر از آن غفلت کردند و باید تقویت شود.

در حوزه پژوهش هم این مدت به ما نشان داد که باید به پژوهش های کاربردی و کاربردی شدن پژوهش ها متناسب با نیازهای کشور توجه ویژه تری داشته باشیم.

-          آقای دکتر اگر به عقب برگردید با توجه به تجربه ای که کسب کردید آیا کار ناکرده ای هست که بخواهید انجام دهید؟

اگر به عقب برگردیم برای آن بخش منفی فضای مجازی که به اعتبار و حیثیت طب سنتی ضربه زد، مدیریت بهتری خواهیم کرد. طب ایرانی مبتنی بر حکمت و اخلاق است و هر دوی این بخش ها در آن فضا آسیب دید. اگر به عقب برگردیم به نظر من قبل از تشکیل ستاد طب ایرانی و مکمل در کرونا باید ستاد اطلاع رسانی در حوزه طب ایرانی و مکمل تشکیل می دادیم و فضای مجازی را به نوعی در اختیار می گرفتیم که افرادی را که در این حوزه از هر بلندگویی سوء استفاده می کنند را زودتر مهار کنیم که هم اعتبار طب سنتی خدشه دار نشود و هم مردم تا این حد درگیر آشفتگی ذهنی و روحی نشوند.

-          نظر جنابعالی درخصوص تعدد پروتکل های بهداشتی ارائه شده در این دوران و چالش های ایجاد شده، چیست؟

نظر شخصی من این است که بخشی از این ماجرا به فلسفه طب رایج که صرفا تجربه گرا عمل می کند بر می گردد. به نظر من باید تجربه گرایی طب رایج را حفظ کنیم اما بزرگان همین دانش و بزرگانی که اعتقاد به پزشکی مبتنی بر شواهد نیز دارند هم عمدتا کسانی هستند که با فلسفه آشنایی دارند. به نظر من لازم است که بازنگری در حوزه تجربه گرایی صرف طب رایج انجام شود و از حکمت و فلسفه و سایر تفکرها و مشرب های فلسفی کمک بگیرند برای اینکه ساختار و چارچوبی قدرتمند برای پزشکی رایج تدوین شود. این امر کمک می کند که این ساختار را به سوی توجه به انسان تغییر دهیم. تجربه گرایی صرف نمی تواند درست باشد و این باعث می شود که در شرایط بحرانی ما مجبور باشیم به طورمکرّر نظرات خود را تغییر دهیم. همه ما در حوزه پزشکی رایج متوجه این نکته شدیم که سیستم های پزشکی متناسب با شرایط بحران تنظیم نشده است و باید بازنگری انجام شود و ساختار نظام پزشکی و سلامت باید برای شرایط بحران این چنینی متناسب سازی شود.

در راستای ایفای رسالت های اجتماعی دانشگاه ما باید از این تجربه استفاده کنیم چرا که دانشگاه به عنوان نهادی که وظیفه راهنمایی مردم را دارد نباید منتظر وقوع اتفاق باشد و بعد در مقام پاسخگویی برآید. این بخش را باید پر رنگ تر کنیم. سایت های دانشگاه ها و مراکز علمی معتبر در جهان، بخشی را به اطلاع رسانی و راهنمایی عموم اختصاص داده اند و اطلاعات درست و دقیق با توجه به فرد مراجعه کننده در اختیار او قرار می دهند. این بخش در دانشگاه های ما خیلی کم رنگ است. ناگفته نماند که در دنیا معمولا بخش درمانی از دانشگاه جداست و دانشگاه های ما با توجه به اینکه درمان، آموزش، بهداشت و پژوهش را همزمان تحت پوشش قرار می دهد مدیریت تمام اینها با هم کار بزرگی است. اما با این حال آموزش های مردمی و عمومی باید تقویت شود.

-          به نظر جنابعالی چه عاملی باعث شد که دانشگاه علوم پزشکی تهران در این بحران موفق ترعمل کند؟

ما در دانشگاه هم اعضای علمی بسیار باتجربه و پیشکسوت داریم که اساتید خود ما هستند و هم کسانی که جوان و تازه کار هستند. نوعی همدلی و ارتباط استاد شاگردی و مرید و مرادی در این دانشگاه حاکم است و البته حضور هیأت رئیسه ای بسیار پویا و جوان، مؤلفه هایی هستند که باعث شد دانشگاه موفق عمل کند. این واقعیتی است که چه در جایگاه دانشجویی و چه کسانی که در کسوت هیأت علمی در این دانشگاه حضور دارند انسان هایی شاخص و توانمند هستند که معمولا در موقعیت های اجتماعی هم خوب عمل می کنند و این شاخصه ها کمک کرد تا مجموعه دانشگاه در این بحران خوب بدرخشد.

-          به نظر شما ما توانستیم کرونا را مهار کنیم؟

ما شرایط بحران را مدیریت کردیم اما کرونا را مهار نکردیم چون متأسفانه از نظر مسئولیت پذیری اجتماعی دوباره مردم به سمت سهل انگاری رفته اند. ما معمولا با همین آمار، مرگ و میر جاده ای داریم اما همه می شنوند و از آن عبور می کنند چرا که همیشه این تلقی وجود دارد که مرگ برای همسایه است. در این مورد هم آن ترس اولیه که البته عوارضی از جمله بحران های روحی و فردی و خانوادگی هم در پی داشت، فروکش کرده و به سمت سهل انگاری رفته است و اگر مردم به مرحله ای برسند که با موضوع ساده انگارانه برخورد کنند با پیش بینی هایی که وجود دارد نگران موج دوم جدی هستیم که البته در برخی استان ها و در سطح بین المللی هم اتفاق افتاده است. باید یاد بگیریم که به زندگی عادی برگردیم اما در کنار آن باید یاد بگیریم که با عامل مهاجم خطرناکی مواجه هستیم که اگر مراقبت نکنیم هر کدام ما ممکن است به آن مبتلا شویم.

-          این مدت زمان بیش از 90 روز را که پشت سر گذاشتیم چطور دیدید و کرونا را برای ما توصیف کنید؟

من این دوران را در کل دورانی موفق به لحاظ همدلی افراد جامعه دیدم و به نظرم یک آزمون اجتماعی بزرگ بود و مانوری بود که مردم ازعهده آن برآمدند. در مسائل اقتصادی خیلی ها دچار مشکلات جدی شدند و مردم با یکدیگرهمدلی کردند. از طرفی جامعه ما به عنوان جامعه ای مذهبی که از بسیاری از فرایض وعلایق خود محروم شد به نوع دیگری درعرصه های اجتماعی توانست آن را بروز دهد. اگر بخواهم از دیدگاه علما مقایسه کنم، مردم از تفکرات مفاتیح الجنانی به سمت تفکرات مفاتیح الحیاتی رفتند و تمام این اتفاقات، در مجموع می تواند مثبت تلقی شود تا به اعتدالی انسانی و اسلامی برسیم.

اما خود کرونا، بخشی تلخ از طبیعت و واقعیت پیرامون ما بود که خودش را نشان داد و به عنوان مبارزه ای که بشر در مجموع در آن موفق عمل کرد، به نظرم وجوه مثبتی داشت و برای بسیاری از ما این فرصت را فراهم کرد تا بیشتر بیاندیشیم، به خود و خانواده برگردیم، و با هم بودن ها را بیشتر کنیم.

-          شما با توجه به مسئولیت مهمی که داشتید تجربیات زیادی را در این مدت پشت سر گذاشتید، اگر خاطره تلخ یا شیرینی از این دوران دارید بفرمایید؟

از دست دادن دوستان و آشنایان، بیمارانی که من در جریان سیر درمانی آنها بودم و همچنین عزیزان کادر درمان که در این مدت جانفشانی کردند و برای حفظ جان دیگران از بین ما رفتند، بی شک تلخ ترین اتفاق های این دوران بود. اما در بخش شیرین ماجرا من صحنه های متعددی از همدلی، تجسم انسانیت، رزم عارفانه و نشاط انسانی دیدم و حضور انسانها در کنار هم که وجه زیبای این روزها بود و من به شخصه هرگز آنها را فراموش نمی کنم.

-          قصد ما از ساخت این مجموعه مستندها، ثبت تجربیات این دوران برای نسل های آینده است، آیا نکته ای هست که برای تجربه دوباره این دوران در آینده بخواهید مطرح کنید؟

ما در کشورستاد بحران داریم و ستادی هم برای کرونا ایجاد شد که برای تداعی شرایط جنگ با عنوان قرارگاه خطاب می شد اما به نظر من باید پیش تر آمادگی داشته باشیم نه در قالب این آمادگی ها و اسم گذاری ها، بلکه برای سازمان دهی در حداکثر سرعت و کمترین زمان ممکن. این تجربه به ما نشان داد که برای موضوعاتی که فکر می کنیم جدی هستند خیلی سریعتر باید آرایش بگیریم و آماده مقابله شویم. البته در مجموع نقد من از عملکرد نهادهای مسئول در کشور، نقد مثبتی است اما شاید می شد بهتر هم عمل کرد و در شرایط مشابه سازماندهی سریعتر، عقلانی تر و درست تری داشت.

-          شما در زمان جنگ حضور داشتید؟

من متولد  سال 1356 در آبادان هستم. در ابتدای شروع جنگ من سه سال و نیم داشتم. شروع جنگ و مهاجرت در امتداد مسیر جنگ را به خاطر دارم و جنگ زدگی را تجربه کردم. در شهری هم که در آن مستقر شدیم بمباران و موشک باران را تجربه کردیم و جنگ را به عنوان تجربیات دوران کودکی به خاطر دارم.

-          بسیاری از استادانی که اینجا تشریف آوردند این دوران را با دوران دفاع مقدس مقایسه کردند و شباهت هایی را برای این دو دوره متصور هستند، آیا از دید شما هم این شباهت ها وجود دارد؟

من به رغم آن که سن کمی داشتم اما صحنه های جنگ و حمایت هایی که در پشت جبهه اتفاق می افتاد را به خاطر دارم. اتفاقی که این روزها در مساجد و حسیینیه ها شاهد بودیم و کمک هایی که مردم چه برای حمایت از کادر درمان و چه برای اقشار آسیب پذیر آماده می کردند، کاملا یادآور صحنه هایی بود که در زمان جنگ تحمیلی اتفاق می افتاد. آن بسیج مردمی یا از نظر من بسیج همدلی که شکل گرفته بود، به همان پاکی و صداقت و زیبایی صحنه هایی بود که من در کودکی دیده بودم.

-          با توجه به اینکه زندگی در جریان است و باید زندگی با کرونا را بیاموزیم، توصیه های پایانی شما چیست؟ 

موضوع اصلاح سبک زندگی و حفظ الصحه یا حفظ بهداشت، مهم ترین اصلی است که باید همه ما جدی تر به آن نگاه کنیم چه در شرایط فعلی کرونا و چه در مقابله با سایر بیماری ها که کمتر از کرونا زیان بار نیستند اما چون پنهان ترهستند کمتر به آنها توجه می کنیم و بیشتر از کرونا برای آنها هزینه می کنیم. همه ما باید به زندگی سالم تر برگردیم. درست است که زندگی صنعتی داریم اما همه ما می توانیم نیم ساعت در روز را ورزش کنیم. می توانیم بیشتر برای خود و خانواده خود وقت بگذاریم. ما همه اینها را در این مدت تمرین کردیم و باید از این فرصت استفاده کنیم. باید با حفظ امید، ضمن اینکه تلاش بیشتری می کنیم به سلامتی خود بیشتر توجه کنیم.

-          و سخن پایانی

برای همه اساتید، همکاران و تمامی کسانی که به جامعه پزشکی کمک کردند آرزوی تن درستی، دل درستی و جان درستی دارم و برای شما وهمکارانتان که این مقطع مهم و تاریخی را ثبت و ضبط می کنید که برای آیندگان درسی باشد، آرزوی توفیق و سلامتی دارم.

بازدید : 139
گفتگوی دکتر رضایی زاده با مستندسازان مسیرنمای پیشرفت کووید 19
نظرات کاربران
  • هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

سلامتکده ها

سلامتکده احمدیه: میدان فلسطین، ابتدای خ طالقانی غربی، خ سرپرست شمالی، پلاک 27
سلامتکده خارک: خ انقلاب، ابتدای پل کالج،خ خارک روبه روی دانشگاه علوم قضایی
سلامتکده هروی: میدان هروی، خ وفامنش، نبش

اطلاعات تماس

ساختمان مرکزی: میدان هروی، خ وفامنش، نبش کوچه جمالی غربی، پلاک 67
ساختمان احمدیه: میدان فلسطین، ابتدای خ طالقانی غربی، خ سرپرست شمالی، پلاک 27

021-88974535

spm@tums.ac.ir

ساعات کاری

شنبه تا چهارشنبه: 8:00-15:30

© کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به دانشکده طب ایرانی می باشد